معرفی می کنم: شیطان(قسمت دوم)

- شیطان – ابلیس
سلام دوستان، اگه قسمت اول را مطالعه نکردید به اینجا مراجعه کنید.
ادامه اسامی شیطان…
3- خناس: به معنای پنهان شدن، عقب گرد کردن، مخفی شدن است. چون وقتی انسان به یاد خدا می افتد و نام او را می برد شیطان عقب گرد می کند و پنهان و مخفی می شود. این واژه به چند اعتبار معنای خاص پیدا می کند مانند برگشتن و رجوع کردن و این زمانی رخ می دهد که انسان از یاد خدا غافل شود شیطان دوباره برای وسوسه کردن رجوع میکند. که به نظر می آید این خناس از همشون بدتر است. این اسم در سوره ناس نیز به آن اشاره شده است: من شر الوسواس الخناس.(ناس/4)
البته خناس خود یک داستانی دارد. که خلاصه اش این است که اینکه یک عابدی بود بسیار زاهد و پرهیزگار و اغلب مشغول عبادت و نماز خواندن بود و شیاطین هرچه می کردند نمی توانستند او را گمراه نمایند. شیاطین تصمیم گرفتند با هم جمع شده و مشورت نمایند و راهی را برای گمراه کردن او بیندیشند چون آنها تمام راهها را امتحان کرده بودند از قبیل ثروت و زن که بهترین ابزار برای شیطان هستند، تجملات دنیا و… اما به نتیجه ای نرسیده بودند. در آن جلسه خناس گفت من راهی را می دانم که برای گمراه کردنش موثر خواهد افتاد و آنهم اینکه در قالب یک عابد و پرهیزگار برایش وارد شود و به او ضربه بزند. خناس رفت به عبادتگاه آن زاهد و در آن نزدیکی مشغول عبادت و نماز خواندن شد. مرد عابد هم زمانی را صرف عبادت و نماز خواندن می کرد و زمانی را نیز جهت استراحت نمودن. اما خناس دیگر خستگی نداشت و عبادت خود را مداوم انجام می داد به طوریکه تعجب آن عابد زاهد را برانگیخت. عابد خود را به کنار خناس رساند و گفت ای مرد خدا تو چه کرده ای که به چنین مقامی دست یافتی که از عبادت خسته نمی شوی. خناس به او گفت من عابد نبوده ام و چنین مقامی نیز نداشتم تا اینکه یک روز نزد زن فاحشه ای که در شهر مشهور به فاحشه است که همه مردم او را به فحشا یاد می کنند رفتم و با او زنا نمودم و بعد از این عمل زشت توبه نمودم و خداوند به من چنین مقامی داد که می بینی از عبادت خسته نمی شوم. آن عابد ساده لوح هم برای اینکه به چنین مقام کذایی برسد آدرس آن زن فاحشه را گرفت و داخل شهر شد و خود را به درب منزل آن زن فاحشه رساند. مردم هم به خیال اینکه این مرد عابد می خواد آن زن را نصیحت کند و به راه راست هدایت کند او را تشویق می نمودند. درب خانه را که زد زن فاحشه درب را باز کرد و با کمال تعجب آن مرد عابد را دید و از قصدش و اینکه به چه منظوری به آنجا آمده است سوال کرد. که مرد نیز قضیه را برای آن زن فاحشه تعریف کرد و گفت که عابدی که از عبادت خستگی نداشت و از عملی که با او داشته است و توبه نموده و به چنین مقامی دست یافته و من هم قصد دارم به چنین مقامی برسم. زن فاحشه اینجا کمی درنگ کرد و زبان به نصیحت آن عابد گشود که ای مرد عابد، از کجا می دانی که خداوند توبه را خواهد پذیرفت و از کجا می دانی که مرگ به تو فرصت توبه کردن را بدهد، چون ممکن است قبل از توبه اجلت فرا برسد. و ادامه داد بر میگردی به همان محل اگر دیدی همان عابد هست و مشغول عبادت است که حق با اوست اما اگر دیدی رفته است بدان که شیطان بوده است. مرد عابد برگشت و مشاهده کرد اثری از آن عابد نیست و سرافکنده شد از اینکه اینگونه فریب خورده است و خدا را شکر نمود از اینکه کارش به جای باریک نرسید. البته خداوند به خاطر آن کمک خیری که زن فاحشه به آن مرد عابد کرده بود او را هدایت نمود. چون انجام هر عمل خیری، زمینه برای کارهای خیر دیگر %




